تبليغاتX
*:║| انتــظار 1989 |║:*

*:║| انتــظار 1989 |║:*

در دوری لذتی هست كه در با هم بودن نيست چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق وصال

10 ثانیه به پایان رسید

آره 10 ثانیه تموم شد واسه همیشه.....

منم رفتنی شدم ....

اگه روزی گذرم خورد تو اینترنت حتما بهتون سر میزنم...

از همتون میخوام منو ببخشین و حلالم کنین.

خوبی که نکردم من جز دورویی و شکستن قلبها کار دیگه ای بلد نبودم ولی شما دوستای عزیزم به بزرگی خودتون منو ببخشید

برای همیشه خدانگهدارتون باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 15:48  توسط  

ده ثانیه تا انتها!!

ده ثانيه تا انتها ، پايانی بی سر و صدا

بی خبر از هر شب و روز ، من و يه شمع نيمه سوز

يکی گذشت از ثانيه ، 9 تای ديگه باقيه

ای کاش تو لحظه ای که رفت

ميديدمش 1 بار ديگه

اون دور بود و تو حسرتش ، ثانيه ها که ميگذشت

ای کاش تو اين 1 ثانيه ، بی بودنش نمی گذشت

ساعت ميگه 2 ثانيه ، 8 تای ديگه باقيه

يه عمر نشستم منتظر ، کی ميگه اينا بازيه

فقير بودن جرم منه ، عاشق بودن تنها گناه

يه عمری چشم به در بودم ، اين آخرها هم چشم به راه

ساعت بازم بهم ميگه ، 3 ثانيه رفته ديگه

خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط 7 ثانيه

هی با خودم گفتم مياد ، اميدتو ندی به باد

داد ميزنم پس کی ميای

کسی جوابمو نداد ، ازم فقط اين باقيه

ثانيه پشت سر هم

رفتن تا شش و هفت و هشت

لحظه تو گوشام داد ميزد ، 8 ثانيه ازت گذشت

من موندمو 2 ثانيه ، ازم فقط اين باقيه

من هنوز نشستم منتظر

چشم اميدم ساقيه

آی ای باد سحر ، واسش ببر تو اين خبر :

بگو که من تا آخرين

 خيره بودن چشمام به در

ثانيه نهم که رفت ، مونده فقط 1 ثانيه

سرت سلامت نازنين ، از من يه لحظه باقيه

قسمت نشد ببينمت ، شايد که لايق نبودم

منتظرت موندم ، يه وقت نگی که عاشق نبودم

ثا نيه ی 10 گل ياس ، راحت شدم ديگه خلاص

آزاد شدم بيام پيشت ، بی واهمه بی چرا 

قشنگ ترين ثانيه ها ، اين 10 تا بود که زود گذشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 16:3  توسط